خطا
  • XML Parsing Error at 9:19. Error 76: Mismatched tag

در تبلیغ مخاطب را از جایی که درنظرش اهمیت دارد به جایی که واقعاً ارزشمند است، ببرید!

دوشنبه, 10 آبان 1400 ساعت 13:02
منتشرشده در اخبار

به گزارش ایکنا، آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی، ۹ آبان ماه در ادامه مباحث تفسیری سوره مبارکه کهف، گفت: سوره کهف با حمد خداوند «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا» شروع شد و برای خداوند این صفت بیان شد که کتابی نازل کرده است که در آن هیچ اعوجاج و انحرافی راه ندارد.

وی با اشاره به آیه دوم «قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا»، افزود: سؤال این است که الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ، صفت توضیحی و یا قید احترازی است؟ جواب اینکه اگر مراد از مؤمن، مؤمن واقعی باشد که ظاهرا این است الذین یعملون الصالحات توضیحی است زیرا اگر ایمان واقعا وجود داشته باشد عمل به تبعیت از آن حتمی است زیرا منشا عمل در انسان، علم نیست و انسان‌های زیادی داریم که علم دارند ولی عمل ندارند اما اگر ایمان بود آن وقت عمل همراه آن است.

استاد حوزه علمیه بیان کرد: پس مؤمن واقعی قطعا عامل به عمل صالح است و اگر کسی مدعی ایمان شود ولی در عمل، عمل صالح نداشته باشد معلوم است ایمان ندارد و اجر نیکو و پاداش اخروی برای مؤمنان واقعی است نه کسانی که طبق حکم ظاهر، مؤمن هستند.

وی با اشاره به آیه شریفه «وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا»، افزود: در این آیه یکی از مصادیق انکار توحید را مورد تاکید قرار داده است زیرا مشرکین برای خدا فرزند قائل بودند و سپس نسبت به نبی اعظم فرموده است: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ؛ مثل اینکه تو قصد داری خودت را بکشی چون اینها ایمان نمی‌آورند و چون می‌بینی آنها به سمت تباهی و عذاب می‌روند.

هادوی تهرانی با اشاره به «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»، خداوند در این آیه در حقیقت به پیامبر(ص) آرامش بخشیده است که آنچه بر زمین است ما آن را زینت قرار دادیم تا مردم را بیازماییم که کدام به لحاظ عمل، نیکوتر هستند، اینجا اشاره به کیفیت عمل دارد و نه کمیت یعنی ملاک خداوند اخلاص در عمل است ولو اندک باشد نه عمل زیادی که در آن اخلاص و فایده نیست.

وی اظهار کرد: در ادامه فرموده است: وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا؛ ما آنچه را بر زمین است تبدیل به صخره بی ثمر و خشک خواهیم کرد؛ علامه طباطبایی فرموده است که این آیه می‌گوید انسان در دنیا گرفتار مظاهر دنیوی می‌شود و فریب می‌خورد ولی وقتی به انتهای حیات خود می‌رسد و فرصت تمام می‌شود همه این زیبایی‌ها در نظر او از بین می‌رود و تبدیل به صعیدا جرزا یعنی سنگلاخ بی ثمر می‌شود و آن هنگام وقت رحیل است آن هم تنها و نه حزب و جناح و نه زن و فرزند و مال و منالی وجود دارد.

وی با بیان اینکه برخی آیات طوری است که حتی اگر یک عمر تامل کنیم باز هم جا دارد و این دو ایه این ویژگی را دارند، تصریح کرد: آیه «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» چنین ویژگی را دارد؛ البته این مضمون در آیات دیگر از جمله در آیه هفتم سوره هود و آیه دوم ملک هم وارد شده است؛ در آیه هفتم سوره هود اشاره به خلقت آسمان در شش دوره و اینکه آسمان و زمین بر روی آب خلق شده دارد و اینکه اینها همه برای آزمایش انسان است و در سوره ملک هم فرموده که خدا زندگی و مرگ را آفرید تا ببیند کدام یکی از شما بهتر هستید. 

هادوی تهرانی اضافه کرد: البته در این آیه (هفتم کهف) مفهومی نزدیکتر را بیان کرده است، زیرا زینت‌های زمینی برای انسان دلچسب و خوشایند است؛ شیخ طوسی، صعیدا جرزا را به معنای ظاهری خود تعبیر کرده است یعنی ما این زمین زیبا و پرآب و سبزه را به سنگلاخی خشک تبدیل خواهیم کرد ولی علامه طباطبایی معتقد است که مفهومی کنایی است؛ یعنی این زمین را زیبا آفریدیم تا ببینیم که گرفتار و دل بسته به آن خواهید شد یا دنبال آخرت هستید.

وی افزود: به تعبیر علامه، وقتی موقع رفتن انسان فرارسید زیبایی که این زمین و دنیا و ثروت و شهرت و قدرت و ... داشت همه از بین خواهد رفت و فرد احساس می‌کند یک عمر دنبال شهرت و ثروت و قدرت و مقام دوید ولی به هیچ چیزی نرسید و اینجاست که می‌گوید مرا برگردانید تا شاید یک کار خوبی بکنم ولی به او گفته می‌شود راه بازگشتی نیست بنابراین کارهایی که برای خدا باشد باقی می‌ماند؛ اگر کسی خمس بدهد آن یک پنجم می‌ماند و مابقی گاهی ممکن است وبال انسان باشد.

سبک بی نظیر قرآن در قصه‌گویی
استاد سطح خارج حوزه علمیه گفت: در آیه ۹ «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا» داستان اصحاب کهف شروع شده است، روش نقل داستان در قرآن، یک سبک فوق العاده خاص و منحصر به فرد و واقعا اختصاصی است، مثلا ابتدای قصه را با این تعبیر که این ماجرا چیز عجیبی نیست شروع کرده و بعد مجملا داستان را در سه آیه ذکر کرده است و بعد توضیح مفصل می‌دهد. یعنی ابتدا خداوند مخاطب را به این ماجرا جذب کرده است.

وی افزود: شیخ طوسی فرموده است گرچه مخاطب اَم حَسِبتَ حضرت محمد(ص) است ولی در حقیقت خطاب به امت پیامبر(ص) دارد، در ادامه اشاره دارد که عجایب آسمان و زمین خیلی بالاتر از ماجرای اصحاب کهف است لذا فکر نکنید ماجرای اصحاب کهف خیلی عجیب است.

هادوی تهرانی گفت: از جبراییل نقل کرده که اگر ما به تو آموزش نداده بودیم تو از این مسائل خبر نداشتی؛ شیخ طوسی تاکید دارد که خدا نشانه‌های عجیب در آسمان و زمین زیاد دارد و علامه طباطبایی فرموده است چیزی که در آیه مدنظر است این است که بیدار کردن اصحاب کهف عجیب نیست زیرا مرده‌ها را بعد از میلیون‌ها سال زنده می‌کنیم در حالی که بدن آنها پوسیده است.

هادوی تهرانی بیان کرد: بنده بارها به کسانی که در امر تبلیغ هستند گفته‌ام شما باید مطلب را از جایی شروع کنید که برای مخاطب اهمیت دارد و بعد او را به سمتی ببرید که واقعا برای او ارزشمند است و ضرورت دارد و قرآن چنین شیوه‌ای را برای بیان مطالب ذکر می‌کند.   

استاد حوزه افزود: ظاهر آیه نشان می‌دهد اصحاب کهف همان رقیم است البته علامه طباطبایی فرموده برخی می‌گویند اینها دو گروه هستند ولی با ظاهر آیه ناسازگار است.