خطا
  • XML Parsing Error at 9:19. Error 76: Mismatched tag

پاسخ به شبهه‌ای در مورد معاد جسمانی از سوی آیت‌الله هادوی تهرانی

دوشنبه, 09 مهر 1397 ساعت 09:16
منتشرشده در اخبار

استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه با اشاره به بحث پوسیدن بدن انسان بعد از مرگ و تناقض آن با برخاستن از قبور به تبیین این مسئله از دیدگاه ملاصدرا پرداخت.

به گزارش ایکنا؛ آیت‌الله هادوی تهرانی در ادامه تفسیر سوره مبارکه «ق» در مدرسه آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی با اشاره به آیه «وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ» گفت: افرادی که از دنیا رفته‌اند، انگار از خوابی بیدار می‌شوند، بر اثر دمیده شدن صور؛ در اینجا یک اشکالی از گذشته وجود داشته است که این مرده‌ها وقتی مردند و ما این‌ها را دفن کردیم، پوسیده می‌شوند و بعد اجزای این‌ها از طریق خاک در گیاهان می‌رود و از طریق گیاهان می‌رود داخل بدن حیوانات و انسان‌های دیگر. پس در قیامت که حشر، حشر مادی است، چگونه این ها بیدار می‌شوند، در حالی که بدنی ندارند.

وی افزود: در داستان اصحاب کهف نیز که بدنشان را سیصد و اندی سال آنجا نگه داشتند، آنجا در حالت خواب بودند، نمرده بودند؛ در اینجا شبهه آکل و ماکول، خورنده و خورده شده بحث شده که یک داستانی است و متکلمین بحث کرده‌اند.

هادوی تهرانی ادامه داد: این بحث در کلام  هم به لحاظ عقلی و هم به لحاظ نقلی بحث شده است؛ در فلسفه هم به تبع این بحث، مطرح شده است؛ بسیاری از فیلسوفان متهم شده‌اند لااقل به این‌که اینها منکر معاد جسمانی هستند و مثلاً قبول ندارند که معاد جسمانی ندارند و بعضی‌ها به صراحت گفته‌اند؛ مثلا بوعلی، می‌گوید ما معاد جسمانی را از طریق عقلی نمی‌توانیم ثابت کنیم، ولی معاد جسمانی را قبول داریم، به استناد ادله شرعی و تعبد.

این استاد حوزه گفت: کسانی مثل صدرالمتالهین تلاش کردند معاد جسمانی را به صورت عقلی ثابت کنند؛ تلاش صدرالمتالهین در جلد ۹ اسفار همین است که توضیح بدهد که عقلاً می‌شود بر خلاف ادعای بوعلی اثبات کرد. او می‌گوید حقیقت انسان به روحش است، نه به جسمش و به همین دلیل می‌گوید: در یک انسان زنده، اجزایش تغییر می‌کند؛ این سلول‌های بدن می‌میرند و جایش سلول جدید می‌نشیند؛ می‌گوید هر ۱۲ سال کل سلول‌های بدن جایگزین می‌شوند؛ بعد می‌گوید با اینکه این‌ها دائم دارند جابه‌جا می‌شوند، ولی من می‌گویم «من».

وی تاکید کرد: صدرالمتالهین می‌گوید: ببینید ملاک این که بدن من کدام است، این است که من مدیر این تن هستم؛ ملاک این است؛ ملاک این نیست که این سلول ما همان سلولی باشد که دوهزار سال پیش بوده است؛ بنابراین ملاک، نفس یعنی همان روح است.

این استاد تفسیر حوزه بیان کرد: در اصطلاح قرآنی، نفس همان روح است؛ خود، همان خود انسان و همان روح انسان است؛ قرآن تعبیرش این است «وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ» با اینکه قرآن در جاهای مختلف توضیح داده است قیامت امری جسمانی است، با این همه تعبیر کرده است جاءت کل نفس، نفس می‌آید که ملاک در واقع در حشر این است؛ این خود به میدان می‌آید با یک بدن مادی، نه به خاطر اینکه این ذرات همان ذراتی است که دوهزار سال پیش در بدن این آقا بوده است.

هادوی تهرانی با اشاره به تعبیر «معها سائق و شهید» عنوان کرد: فرموده که همراه این نفس یک سائقی است که آن را به تعبیر ما سوق می‌دهد و یک شاهدی است که شهادت می‌دهد.

دفتر آیت الله هادوی تهرانی

--------------------------------

لینک مرتبط: ایکنا